پدیدآورنده: احمد زمانی ،
،
سپیدهدم عاشورا در سرزمین نینوا دو سپاه حق و باطل در برابریکدیگر صفآرایی نمودند. تعداد و کیفیت نیروها، اهداف از پیشتعیینشده،گفتگوها، رجزها، شعارها و ویژگی هسته مرکزی دو طرفگویای تفاوتی عمیق است که در دو جبهه وجود داشت.
نگاهی گذرا بر آن معرکه نابرابر و حوادث تلخ و شیرین آنپندها و مواعظی را در پی دارد که هر خفته و غافلی را بیدار، هرغیرتمند آگاهی را متاثر و محزون میسازد. گاندی آن بزرگ مردسیاسی مینویسد: عاشورا بزرگترین ارمغان برای بشریت است.
و نیز آن نویسنده آگاه مالکی، نجات فکری خویش را در سایهعاشورا و سالار شهیدان ابا عبد الله الحسین(ع) میداند و کتابی راتدوین میکند که آن را «لقد شیعنی الحسین» (1) مینامد.
نگاهی به جبهه حسینی
اردوگاه حسینی را مجاهدانی نستوه و دلسوز و ایثارگرانی تشکیلداده بودند که هر یک اسوه ایمان و مقاومت و ایثار و شهادتبودند. تعداد و چگونگی جنگآوران به گونهای بود که نمونه آنرا نمیتوان در هیچ معرکهای یافت. در میان آنان افرادی بانزدیک به 75 سال همانند حبیب بن مظاهر (مظهر) وجود داشت کهرسول خدا(ص) را زیارت کرده بودند. و در زمره اصحاب خاص علی(ع)«شرطه الخمیس» (2) محسوب شده این پیرمرد شجاع قریب به 62 نفررا به هلاکت رساند. از سوی دیگر افرادی که هنوز در سن نوجوانیبسر میبردند و بر سیمای نورانی و زیبای آنان هنوز موی نروئیدهبود مانند قاسم بن حسن که بسیاری از مورخان نوشتهاند او به سنتکلیف نرسیده بود. (3) و یا برادر دیگر آن بزرگوار عبد اللهبن حسن که یازده سال بیشتر نداشت. (4) و بانوانی مثل ام وهب;
شیرزنی که برای همیشه در تاریخ نامش به ثبت رسید. وی بعد ازشهادت همسرش در کنار جسدش آمد، خون از چهره آن شهید پاک میکردو با خود میگفت: بهشتبر تو گوارا باد. از خداوند میخواهم کهمرا در بهشت همراه تو قرار دهد. او مشغول سخن گفتن با شوهرشعبد الله بن عمیر بود که ناگاه غلام شمر آن شیرزن را هدف قرارداد و در کنار شوهرش به شهادت رسید. و این اولین زنی بود که درمعرکه کربلا در خون خود غلطید! (5)
نمونه دیگر حر بن یزید
ریاحی(ره) دلیرمردی که شجاعت و جسارتش زبانزد دشمن بود و قبلاز پیوستن به اردوگاه حسینی فرمانده چهار هزار نفر بود. باخضوع تمام خود را به پیشگاه امام حسین(ع) رساند و در زمرهیاران او قرار گرفت و در رزم تن به تن بیش از 40 نفر را بههلاکت رساند. (6)
حضرت عباس(ع) او همچون ماه در علم، شجاعت،زیبائی و توانمندی میدرخشید. در زیارت ماثور از ائمهاهل بیت (علیهم السلام) در باره دانش و کمالات آن حضرت آمده است:
(ان العباس زق العلم زقا)، (7) همانا عباس ریزهکاریها و لطائفدانش را به دست آورده است. و امام زین العابدین(ع) در بارهشجاعت و توانمندی و ایثار آن بزرگوار فرمود:
«رحمتخدا بر عمویم عباس، او نسبتبه برادرش بالاترین ایثار وفداکاری و جانبازی نمود و سختترین آزمایش را گذراند تا آنکهدو دستش قطع گردید. خداوند دو بال به عوض دو دست قطع شده بهاو عنایتخواهد کرد تا همراه فرشتگان در بهشت پرواز کندهمانگونه که به جعفر طیار نیز دو بال عنایت کرده است. همانابرای عباس در نزد خدا رتبهای است که جمیع شهداء در صحنه قیامتبر آن غبطه خواهند خورد. (8)
ارزیابی سلحشوران کربلا
عصر روز تا سوعا فرا رسید حلقه محاصره نظامیان بنی امیهتنگتر شد. بسیاری از یاران بیوفا که حمایت آنها از سالارشهیدان انگیزه اعتقادی نداشت از صحنه گریختند. ابا عبد الله(ع)جهت اطمینان دادن به آن راد مردان، آنان را جمع کردو کوتاهترین سخنان را از عمق جانش چنین فرمود:
زیباترین سپاس خدارا. و او را در نعمتها و سختیها میستایم وشکرش را بجا میآورم. بعد فرمود: بارالها از اینکه خاندان مارا مفتخر به نبوت ساختی، و قرآن کریم را به ما آموزش دادی وما را فقیه و دانای در دین خودت قرار دادی تشکر میکنم. (بارالها)تو نعمت گوش و چشم و قلب به ما عنایت کردی تا به توایمان آوریم و ما را از مشرکان کوردل قرار ندادی.
سپس رو به یاران مؤمن و با وفای خود نموده فرمود: اما بعد منیارانی برتر و بهتر از شما نمیشناسم و نیز نیکوکارتر وباوفاتر از اهل بیتخود سراغ ندارم، خداوند جز او پاداش خیر ازسوی من به شماها عنایت فرماید. جدم رسول خدا(ص) به من خبرداد: تو در سرزمین کربلا (عمورا) به شهادت میرسی.حال وقتش،نزدیک شده، شما از ناحیه من آزادید. هر کس میخواهد با یک نفراز اهل بیت من در تاریکی شب برود اینان من را هدف قرار داده ودنبال میکنند. چنانچه دسترسی به من پیدا کنند به دیگری کارندارند.» (9)
اعلان وفاداری
تا سخن سالار شهیدان پایان یافتبیصبرانه برادران و فرزندانبرادر و دیگر یاران به پاخاستند. هرکدام به نوعی وفاداریخویش را اعلام داشتند. برخی گفتند: اگر ما تو را تنها بگذاریممردم در باره ما چه قضاوت خواهند کرد و ما چه پاسخی خواهیمداشت؟!! بگوییم ما امام، رهبر و آقای خویش را رها کردیم و حالاینکه نزدیکترین خویشاوندان بودیم. بگوییم یک تیر و یک نیزهبه سوی دشمن پرتاب نکردیم و دستبه شمشیر نبردیم، ما نفهمیدیمدشمن چه کرد؟! هرگز به خدا چنین نخواهیم کرد. ما جانهای خویشو نیز اموال و خاندان خود را فدای تو خواهیم کرد و همراه توبا دشمن میجنگیم تا هر آنچه بر سر تو آید بر سرما نیز درآیدو ما به آن شرف بزرگ نائل آئیم، سیاه باد زندگی بعد ازتو! (10) بعضی از آنان همانند زهیر بن قین(ره) به پاخاستهگفتند: به خدا سوگند دوست داشتم در راه تو کشته میشدم سپسزنده میگشتم و باز میجنگیدم تا کشته شوم و این امر هزار بارتکرار میشد و خداوند بواسطه شهادت من بلا را از شما و جوانانهمراه و نیز اهل بیتشما دفع میکرد... (11)
فرجام مردان خدا
امام حسین علیه السلام چون آن اخلاص و صفا و پایداری را در آنشرائط سخت از آنان دید آخرین وضعیت و پایان کار را بیان کرد:
فردا من و شما همگی به فیض شهادت نائل میگردیم و هیچکس ازشماها باقی نخواهد ماند حتی قاسم (پسر برادرم) و عبد الله رضیع(فرزند شیرخوارم) نیز کشته میشوند ولکن فرزندم (علی بن الحسینزین العابدین(ع» باقی میماند. زیرا اراده خداوند بر آن استکه نسل من قطع نگردد بلکه امامت توسط او ادامه دارد، زینالعابدین، پدر امامان هشتگانه بعد از خود خواهد گردید. (12)
اعتماد امام(ع)
در ساعتهای آخرین شب عاشورا امام حسین(ع) بهخیمه خواهرش زینب(س) وارد شد. نافع بن هلال، (13) ملازم آن حضرتدرب خیمه ایستاد. آن بزرگوار با خواهرش به گفتگو پرداخت. نافعمیگوید: من سخنان آن دو را میشنیدم، زینب(س) با نگرانی واضطراب پرسید: برادرم، آیا به یاران خویش که در کنارت حلقهزدهاند اطمینان کامل داری؟ از عزم و اراده آنها باخبری؟! مننگرانم که اینان به هنگام حساس درگیری معرکه، تو را تسلیمدشمن کنند. امام حسین(ع) در آن هنگام اعتماد خویش را به آندلیرمردان چنین اظهار کرد: سوگند به خدا، یارانم را آزمودم.
اینان در آزمایش خود سرافرازان پرخروشی هستند که در راه ماتنها از مرگ نمیترسند بلکه با آن مانوسند همانند طفلی که بهسینه مادر علاقمند است و بدان دلبستگی دارد. (14)
مقایسهای کوتاه
مقاومتیاران اندک ابا عبد الله(ع) در برابر خیل عظیمدشمن که تعداد آنان از شش هزار تا 30 هزار نقل شده (15) شگفتانگیز است.
زیرا تعداد رزمآوران دلیری که همراه آن حضرت بودند از خرد وکلان به یک صدم رقم افراد دشمن نمیرسید.
1- شیخ مفید و ابن جریر طبری و ابن اثیر و دینوری و... یارانابا عبد الله الحسین(ع) را 72 نفر دانستهاند که 32 نفر از آنانسواره و 40 نفر پیاده بودهاند.
2- عبد الرزاق الموسوی المقرم و صاحب «الدمعه الساکبه» دلیرمردانکربلا اعم از پیر و جوان و خرد سال را 82 نفر برشمردهاند.
3- بزرگان دیگر همچون سید بن طاووس (ره) و ابن نما و ابنعساکر و... پیادهنظام جبهه حسینی را یکصد نفر و سوارکارانآنان را 45 نفر میداند که در مجموع 145 نفر بیشتر نخواهند شد.
4- بعضی هم مانند مسعودی شمار آنان را 61 تن دانستهاند.
5- دمیری در «حیاه الحیوان فی خلافه یزید»، عدد دلیرمردانجبهه توحیدی را 90 نفر میداند که 60 نفر پیاده و 30 نفر همسوارهنظام. (16)
یاران امام حسین(ع)
با همه اختلافی که در عددآنها است و در برابر سپاهیان یزید گروهی اندک بودند و لکن درسایمان و اعتقاد به توحید و امامت و اطاعت از رهبری را برایهمیشه تاریخ به بشریت آموختند. نگاهی به ایثار و اخلاص و صفا ووفای آنان همه چیز و همه کس را متحول و دگرگون میسازد ومشعلی فروزان فرا راه انسان است.
پینوشتها:
1- نویسنده کتاب فوق «ادریس الحسینی» است که در سرزمین رومکه همان ایتالیای فعلی است زندگی میکند وی ابتدا مالکی و سپسپیرو فرقه اسماعیلی بوده است و در نهایت مطالعه در عاشورا ونهضت ابی عبد الله(ع) سبب شده که به مذهب اهل بیت درآید. کتابخود را گویای تحول فکری وی در زندگی خود میداند که آن را درسالهای اخیر نوشته شده است. «لقد شیعنی الحسین» ادریسالحسینی، مطبعه اعتصام، چاپ اول، سال 1415 ه.ق.
2- کربلا، سعید العقیلی، ص 360.
3- مقتل الحسین،مقرم، ص 330.
4- تاریخ طبری، ج 4، ص 344; مقتل الحسین، مقرم، ص 354.
5- مقتل الحسین(ع)، مقرم، ص 298.
6- طبری، ج 5، ص 441.
7- المیلی، کربلا، ص483.
8- بحار الانوار، ج 22، ص 274; ج 44، ص 298، ح 4.
9- طبری، ج6، ص 238; کامل ابن اثیر، ج 4، ص 24.
10- بحار الانوار، ج 44، ص 392، ح 2.
11- اخبار الزمان، مسعودی، ص247; مقتل الحسین، مقرم، ص259.
12- مقتل الحسین، مقرم، ص 261.
13- در بعضی از نسخهها نافع بن هلال بجلی را اشتباها هلال بننافع ذکر کردهاند همانند: موسوعه کلمات الامام الحسین، ص406.
14- موسوعه کلمات الامام الحسین، معهد باقر العلوم، ص407;
مقتل الحسین، مقرم، ص 265.
15- قول معروف سه تا است. الف 6000 نفر، ب 30000 نفر، ج23000 نفر.
16- مقتل الحسین(ع)، مقرم، ص6-275 پاورقی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر